احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

65

كنوز الحكمة ( فارسى )

باب دهم [ اجل ] قوله تعالى : فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ . در اين آيت سخن بسيار است ، و لا بد ما بندگان خداييم ؛ و چون خداوند بنده را امرى كند ، چنان بايد كرد كه بنده بدان امر وفا كند ، و او را مطيع و فرمان‌بردار باشد ، و بدان ايمان دارد كه اين فرمان خداوند من است . و ايمان بدين نه آن است كه برخوانى ، و اگر بشنوى و در اطاق نهى ! و اگر بازپس پشت افگنى ، و گويى كه من بدين ايمان آورده‌ام ! اين ايمان هم شكل ايمان منافقان است ؛ به چنين ايمان نجات نياويد . بدين و به جملهء قرآن بايد كه ايمان چنان دارى ، كه گويى اين سخن از وى مىشنوى ، و فرا هر امر و نهى كه رسيدى چنان دانى كه اگر از اين درگذرم ، و اين آيت كار نبندم ، عذابى بر من فرود آيد ، و ايمان من بدين تمام نباشد . و اگر اين سخن به حقيقت شنيدى ، حق سبحانه و تعالى مىگويد كه : چون وقت رفتن شما آمد - از اين سراى فانى بدان سراى باقى - يك ساعت ، و يك چشم زخم ، و يك نفس شما را امان ندهم : نه فرا پيش گذارم ، و نه بازپس گذارم ، و نه هيچ‌كس از قبضهء قضاى من ، و نه از قبضهء ملك‌الموت بيرون تواند كرد . هان ، اى مؤمنان ! اگر به قول من كه خداوند و آفريدگار و پروردگار شماام ايمان داريد ، و اين سفر را معتقدايد ، و نمىدانيد كه در كدام ساعت شما را خواهم گرفت ، زاد سفر بسازيد ! و پاىافزار قيامت راست كنيد ! كه راه دور است ، و عقبه‌اى دشوار است ، و زاد از اينجا بر مىبايد گرفت ، كه فرمان چنين است : وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى وَ اتَّقُونِ يا أُولِي الْأَلْبابِ . و رسول ( ص ) مىگويد : الدّنيا مزرعة الآخرة - چون رسول ( ص ) مىگويد : « دنيا كشت‌زار آن جهان است » ؛ تا اينجا كشت نكنى در قيامت بر برنگيرى . و حق سبحانه و تعالى مىگويد : وَ اتَّقُونِ يا أُولِي الْأَلْبابِ - مىگويد : « بترسيد و بپرهيزيد يا خداوندان خردها ! » يعنى : آن كسانى كه در ايشان معنىها باشد ، و از اين در باطن چيزى دارند ، كه ديگران محتاج آن‌اند ، و آن چيز ندارند : « 1 » چون مغز اسرار سخنان ايشان « 1 » . و به حقيقت بدان كه خداى را عزّ و جلّ به راستاى « 2 » هر علمى غرضى است در آنكه هركسى فرا آن نبيند ، و راه

--> ( 1 - 1 ) ) - در نسخه‌هاى « د » ، « ت » ، « ج » : چون مغز اسرار ايشان سخنان . ( 2 ) - كاتبان در نسخه‌هاى كتاب معنى كلمه را درنيافته و آن را به خطا به صورت : « بر استاد » نوشته‌اند .